خانه بازی
دوشنبه به مناسبت اربعین حسینی تعطیل رسمی بود . به علی قول دادم پسر خوبی باشه ودر کارها به من کمک کنه می برمش خانه بازی . پسرم واقعا کمکم کرد و کمتر شیطنت کرد .برا همین نماز که خوندم بردمش خانه بازی . مسابقه رالی علی بسکتبالیست می شود لگو بازی نقاشی با مداد شمعی بعدش علی را دعوت سیب زمینی سرخ شده داغ کردم که در مسیر راه می خوردیم و سرمای هوا را کم می کرد . بعدش باهم دیگه رفتیم خونه مامانم ( فکرکنم هفته ای 7 شب حداقل 6 شب خونه مامانم هستیم ) اتفاقا دایی و خاله هم بعد مدتی اومدند ، دایی حسابی سرما خورده بود . این عکس را هم علی از دایی گرفت این عکس دونفره را هم همین طور ...







